اقتصاد نفت یا اقتصاد “انگری برد” مساله این است

نویسنده: احمد عطارزاده

اقتصاد ایران از ابتدا بر یک چیز استوار بوده است و پاشنه همواره بر یک در چرخیده و باز هم می چرخد و می چرخد تا اینکه لولای در خراب بشود و ذخایر نفتی تمام شود و انرژی های سبز جایگزین انرژی فسیلی شوند و  یا شایداحتمالات را هم نباید فراموش کرد. مثل اینکه یک وقتی بشر روی سنگ می نوشت و بعد شد کاغذ و بعدتر صنعت چاپ آمد و چقدر کتاب که منتشر نکرد و چند وقتی است کتابهای الکترونیکی آمده و حالا هنوز عرق این کتابهای مجازی خشک نشده صحبت از نسل جدید اپلیکیشن های تعاملی است که خواننده ها نویسنده می شوند و یکسری شایعات دیگر که شاید به نسل ما نرسد.

خلاصه که بکنم هیچ چیزی پایدار نیست توی این دنیای تکنولوژی زده و چقدر هم خوب که سرعت زندگی این همه بالا رفته و خوش بحال نسل های بعدی، البته این آرزوها را می توان در رمان های علمی تخیلی رصد کرد و دور نیست که اتاق های شیشه ای و جامعه ی مشارکتی و هزار چیز غریب دیگر جامه ی عمل بپوشد. قطعا قشنگ نیست و به ذائقه ی ما خوش نمی آید اما فرصت مناسبی است برای تغییر برخی از معادلات سیاسیاقتصادی و قطعا فرهنگی.

حالا به غیر از نفت چه چیزهایی برای صدور داریم؟ چشم را بر بحث های داغ دولت یازدهم در خصوص تولید هم نمی توان به راحتی بست که هم تامین نیازهای داخلی را نتیجه می دهد و هم اقتصاد نفت زده را درمان خواهد کرد. اما آنچه در این میان کمتر مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته است، اقتصاد فرهنگ است، حوزه ای که در صورت پویایی نه تنها می تواند باری از دوش جامعه بردارد که می تواند تربیت نسل های آینده را نیز تضمین کند برای حضور در کورس رقابت های صنعتیتکنولوژیکی و ابزاری است برای معرفی فرهنگ غنی پارسی به جهان. معادلات تاثیرگذاری و تاثیرپذیری فرهنگ ها بر یکدیگر با پیشرفت تکنولوژی تغییرات بسیار عمده ای کرده است و دیگر این روزها از استعمار و سلطه ی نظامی خبری نیست، چرا که با هزینه های بسیار کمتری می توان با برنامه ریزی های بلند مدت و از راههای غیر فیزیکی تاثیر شگرفی در ساخت اجتماعیفرهنگیسیاسی و حتی اقتصادی سایر جوامع گذاشت.

اما نقش ما در این زمین بازی جدید چیست؟ چقدر توانسته ایم بجای واکنش های عمدتا غیر علمی در برابر این تغییرات عمده ی رسانه ای، نقش کنش گری داشته باشیم؟ سهم ما از بازارهای میلیارد دلاری سینما، انیمیشن، کتاب، اپلیکیشین و صنایع وابسته چقدر است؟ افتخار نیست همیشه دومین کشور یا اولین کشور صادر کننده ی نفت و گاز بودن؛ شاید بهانه های زیادی در توجیه عدم حضور مواثر در بازارهای ذکر شده وجود داشته باشد اما فراموش نکنیم که در کشوری چون ایران با سابقه و تاریخ درخشان فرهنگی، هیچ توجیهی وجود ندارد که حجم کل بازار کتاب اش به یک دهم بازارهای مشابه هم نمی رسد.

باید توجه داشت که مشکلات و معضلات فراوانی سر راه تولید و توزیع کالاهای فرهنگی در کشور وجود دارد که این موضوع اساسا مغایر با جریان غالب در جهان است. دنیا سالهاست که برای فرهنگ بازار مستقلی ایجاد کرده است، بازاری که در بسیاری از کشورها شانه به شانه ی بازارهای صنعتی پیش می رود و چه بسا ابزاری است برای ترویج هر چه بیشتر و بهتر محصولات بازارهای دیگر؛ ما اما هنوز در خم یک کوچه ایم و هنوز در پی اختراع چرخ در عرصه ی اقتصاد فرهنگ مانده ایم، غافل از اینکه این مسائل سالهاست در جهان حل شده اند و موضوعات دیگری روی میز طراحان اقتصادی به چالش کشیده می شوند.

شاید چنین موضوع کلانی را هیچگاه نتوان در یک قاب مشخص جای داد و قطعا با یک نسخه ی مشخص نمی توان درمان قطعی را تضمین کرد. بنابراین برای جلوگیری از کلمه بازی های متداول در بازار داغ مدعیان فرهنگ بهتر است که یک موضوع مشخص و جزئی را انتخاب کرد و در جهت حصول نتیجه سطر به سطر گام برداشت.

حصول نتیجه اما در این عرصه صرفا با خواست و برنامه ریزی دولتی امکان پذیر است و ادعای تغییر وضع موجود با ابزار رسانه های خبری و نشست و سمینارهای متعدد، ادعایی گزاف است و صرفا طرح مساله است برای ایجاد حساسیت مسئولین و ایجاد انگیزه برای بخش خصوصی جهت سرمایه گزاری در بازاری مطمئن. به روزترین مساله ی امروز بازار کتاب جهانی، تغییر عمده ی رویکرد این بازار از کتابهای چاپی به کتابهای دیجیتال است. مساله ای که تحلیل گران و بازیگران این عرصه را برای تغییر سیاست های اقتصادی به تکاپو واداشته است و شاهدیم که بزرگترین ناشران جهان برای سالهای نه چندان دور آتی، سهم کتاب های چاپی خود را بصورت فاحشی کاهش خواهند داد و از تکنولوژی های روز برای حضور موثر در بازار بهره خواهند برد. برای مثال تیراژهای میلیونی کتاب تبدیل می شوند به فروش حق کپی به نمایندگان، نسخه های دیجیتال با قیمت های مناسب در دسترس قرار می گیرند و پرینترهای همه کاره آمده اند تا در صورت تمایل مخاطب در چند دقیقه کتاب تولید کنند و هزار راهکار دیگر که شاید در مقابل آخرین تکنولوژی های روز، قدیمی و سنتی محسوب شوند.

بازار کتاب مثل هر بازار دیگری نتوانست در چرخش از نسخه ی سنتی به نسخه ی دیجیتال به فرم نهایی دست یابد و هنوز بوی تازگی نسخه ی دیجیتال با حواس مخاطبان و تولید کنندگان تطبیق پیدا نکرده بود که اپلیکیشن ها ظهور کردند. اپلیکیشن هایی که قابلیت های بیشماری به ناشر و خواننده می دهند. حتی گاهی اوقات جای خواننده و نویسنده را تغییر می دهند. چقدر کتاب که در همین مدت کوتاه، نسخه ی اپلیکیشن پر مخاطبی پیدا کرد و کتاب خلاصه شد در همان اپلیکیشن. البته توجه داشته باشیم که اینها همه به معنای حذف کتاب در قالب کلاسیک نیست و نخواهد بود، چرا که همه ی این تکنولوژی ها ابزارهای متفاوت استفاده از کتاب هستند و نه جایگزین های کتاب. به هر رو اما بازارهای جانبی اقتصاد کتاب توانسته اند از محصول اصلی که همان کتاب باشد پر رونق تر باشند. اینجاست که باید توجه کنیم به آنچه تاثیرگذاری فرهنگی از راههای تکنولوژیکی نامیدیم، چرا که در توجیه مدل اقتصادی این بازارها هیچ شکی نیست و می توان به راحتی با چند کلیک در فضای مجازی متوجه شد در همین لحظه و در همین آن چه گردش مالی عظیمی در این حوزه در حال شکل گیری است.

بنابراین از بحث اقتصادی این موضوع با توجیه بدیهی بودن می گذریم و بر بخش فرهنگی آن تمرکز می کنیم که اگر مهم تر از بحث اقتصادی نباشد، قطعا کم اهمیت تر نیست. چقدرشعار و هزینه باید بدهیم تا فرزندان این مرزبوم از شخصیت های واقعی و مجازی غیربومی الگوبرداری نکنند؟چقدر باید نمایشگاه، همایش علمی و برنامه ی تلویزیونی بسازیم که نگرانی خود را نشان داده باشیم از موضوع؟

همه ی این تلاش ها خوب و موثر است اما تا بحال پرسیده ایم که چقدر در مرزها و ساختارهای معمول این بازار بصورت علمی اقدام کرده ایم؟ یک محصول خوب نیاز به همایش و نمایشگاه و فرهنگ سازی ندارد، همین که آمد فراگیر می شود. اقبال مردم را نمی شود با ابزارهای دستوری و آئین نامه ای کم و زیاد کرد. هر عرصه ای قواعد خاص خودش را دارد، برای مقابله با هر ساختاری باید از منطق آن استفاده کرد بر علیه خودش و نه حتی بر علیه که بر له و در تائید آن در راستای اهداف مشخص. باید بپرسیم برای نسل فردا و کودکان امروز که ازگل کوچیکوالک دو لکبه پلی استیشن و بازی های تبلتی روی آورده اند،چه کرده ایم؟چقدرکتاب خوب داریم که بر اساس آنها برای فرزندانمان بازی ساخته باشیم؟ چقدر از این کتابهای خوب را تبدیل کرده ایم به اپلیکیشن های تعاملی؟

صرف تصویب آئین نامه ی مدارس هوشمند کافی نیست برای به روز رسانی نسل تبلت و پلی استیشن. باید از وضع تولید محتوا پرسید که امروزه یکی از شاخص های مهم موفقیت بشمار می رود. صرف فیلتر کردن محتوای نامناسب تمام کاری که باید انجام داد نیست، تولید محتوای مناسب در عرصهفرهنگ و تکنولوژی کاری است که جای خالی آن این روزها بسیار حس می شود. در خصوص کتابهای عمومی و آکادمیک هم همین موضوع به نحو دیگری قابل مشاهده است، اما صرفا بخش کودک و نوجوان مطرح شد که مخاطبان اصلی این بازار هستند و با همین تکنولوژی ها بزرگ می شوند و این خود اهمیت این گروه سنی از مخاطبان را در هر دو حوزه ی اقتصادی و فرهنگی چند برابر می کند.

بخش خصوصی با ورود به این بازار می تواند بعنوان راهکار برون رفت از این چالش هم منافع اقتصادی بی حد و مرزی برای خود متصور باشد و هم گام بلندی در جهت حفظ ارزش ها و فرهنگ بومی برداشته باشد که صد البته در صورت درک منطق این بازار قطعا خواهد توانست در بازارهای جهانی نیز به موفقیت های مهم اقتصادی دست یابد. بنابراین فراموش نکنیم که فرزندان ما اگر به الگوهای غیر بومی روی می آورند نه از روی معاندت، بلکه بدلیل جذابیت و کیفیت بی نقص محتوای عرضه شده است.

توجیه نبود دانش کافی در این حوزه نیز توجیه مناسبی نیست که در تک نمونه های موجود ثابت شده است که اگر بخواهیم و حمایت کنیم از بخش خصوصی ای که به این عرصه ورود کرده اند، چیزی از جذابیت و کیفیت نسخه های غیربومی کم نخواهیم داشت.

در خصوص نمونه های موفق و منطق این حوزه نیز می بایست بررسی دقیقی صورت گیرد و عرضه شود تا علاقمندان و سرمایه گذاران دلگرم شوند برای ورود به این بازارها و مسئولین نیز سیاست های ترویجی مناسبی اتخاذ کنند که در جهت و همسو با ترویج نسخه های داخلی باشد.

در این صورت می توان امیدوار بود که به جایانگری بردمحصولی وطنی بتواند مخاطبان بیشماری از سراسر دنیا جذب کند و درآمد یکساله اش معادل نیمی از درامد سالانه ی فروش نفت ایران باشد که صد البته این آرزویی است بلندپروازانه ولی چنین نیست که دست نیافتنی باشد، مسئولین فقط باید حمایت کنند و بستر را فراهم سازند، آنهم نه با واهم های هزار میلیاردی بی بازگشت. یک دهم سرمایه گذاری برای صادرات غیر نفتی، یک دهم سرمایه گذاری برای راه اندازی خطوط تولید صنعتی و یک دهم سرمایه گذاری برای ایجاد شغل در کشور را اگر به این حوزه اختصاص دهیم آنوقت خواهیم دید که شرکتهای خصوصی و سرمایه گذاران این بخش با تکیه بر دانش و خلاقیت جوانان ایرانی چه ها که نخواهند کرد، کما اینکه بدون همه ی اینها بخش خصوصی توانسته است نمونه های موفقی در تجارت الکترونیک ثبت کند.

اقتصاد فرهنگ کشور نباید در ساختارهای بیمار و سنتی نشر خلاصه شود که نتیجه ای نه برای فرهنگ و نه برای اقتصاد خواهد داشت. با استفاده از تکنولوزی های روز و به روز رسانی الگوهای مدیریتی و تولیدی در این بخش می توان امیدوار بود که نشر ورشکسته ی کشور بعنوان یکی از زوایای مهم اقتصاد فرهنگی به جایگاه اصلی خود در بازار های بین المللی دست یابد و آرزوی پیدا کردن جایگزینی برای صادرات نفتی را جامه ی عمل بپوشاند.

با چه میزان سرمایه گذاری می توان به درآمد ۲۰۰ میلیون دلاری در سال دست یافت؟ این عدد درآمد شرکتروویودر سال گذشته است از اپلیکیشنانگری بردو ما همچنان به صادرات سمند و پراید و زعفران وفکر می کنیم بی آنکه توجه کنیم معادلات بازارهای جهانی هم عرض پیشرفتهای تکنولوژیکی در حال تغییر است. صادرات این حوزه، یعنی صادرات فرهنگ که از هر سلاح دیگری برای تاثیرگذاری بر جهانیان کارآمدتر و موثرتر است.

تاریخ انتشار:

یک دیدگاه برای این مطلب ارسال شده است

درباره این مطلب دیدگاهی بنویسید...

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.